![]() |
![]() |
|
|
انهدام
اين روزها اينگونه ام ،ببين: دستم، چه كند پيش مي رود،انگار هر شعر باكره اي را سروده ام پايم چه خسته مي كشدم ،گوئي كت بسته ا زخَم هر راه رفته ام تا زير هركجا حتي شنوده ام هربار شيون تير خلاص را □ اي دوست اين روزها با هركه دوست مي شوم احساس مي كنم آنقدر د وست بوده ايم كه ديگر وقت خيانت است □ انبوه غم حريم و حرمت خود را از دست داده است ديريست هيچ كار ندارم مانند يك وزير وقتي كه هيچ كار نداري تو هيچ كاره اي من هيچ كاره ام : يعني كه شاعرم گيرم از اين كنايه هيچ نفهمي □ اين روزها اينگونه ام : فرهاد واره اي كه تيشه ي خود را گم كرده است □ آغاز انهدام چنين است اينگونه بود آغاز انقراض سلسله ي مردان ياران وقتي صداي حادثه خوابيد برسنگ گور من بنويسيد: - يك جنگجو كه نجنگيد اما ...، شكست خورد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 23:18 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|